ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
27
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
كرديم و ايشان در آن سختى پايدارى نشان دادند و شكيبائى ورزيدند . ابراهيم به قربان كردن فرزندش آزموده شد ، اسحاق به از دست رفتن بينائىاش و يعقوب به داغ دورى يوسف . » داود عرض كرد : « بار خدايا ، بدان گونه سختىها كه ايشان را آزمودى ، مرا نيز بيازماى و همانند آنچه به ايشان بخشيدى مرا نيز ببخش . » خداوند به دو وحى فرستاد و فرمود : « اينك تو نيز آزموده مىشوى . آماده باش ! » و نيز گفتهاند : سبب گرفتارى داود اين بود كه با خود انديشيد : آيا مىتواند روزى را به پايان رساند بىاين كه به هيچ كار بد نپردازد ؟ در پى اين انديشه روزى را كه براى پرستش خداوند خلوت مىكرد بر آن شد كه در تمام ساعات روز ، خود را از كردار يا رفتار ناشايسته نگاه دارد . اين بود كه در سراى خود را بست و به نيايش پروردگار روى آورد . چيزى نگذشت كبوتر زرين بالى كه همهى رنگهاى زيبا را داشت فرود آمد و در پيش روى او بر زمين نشست . داود در هوس افتاد كه آن را بگيرد . كبوتر پريد ولى دور نرفت . تنها تا جائى رفت كه داود از گرفتن آن نااميد نشود . بدين جهة او همچنان پرنده را دنبال كرد و پرنده نيز از دستش گريخت تا رسيد به زنى كه در آب سرگرم شست و شو بود . زيبائى او داود را به شگفتى انداخت .